على زمانى قمشه اى

201

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

از سوى ابن هيثم به‌ويژه در المناظر و المرايا المحرقة به روشن‌ترين وجه و بسيار جدّىتر از آنچه بيكن انجام داده صورت گرفته است . خاورشناسان دقّت ابن هيثم را در مقاله الشكوك على بطلميوس ستوده‌اند ، در اين اثر ، وى تفاوت‌ها و تناقضات ميان دو اثر نجومى بطلميوس ، يعنى المجسطى و الاقتصاص را آشكار مىسازد و نظريات دقيق‌ترى را عرضه مىدارد ، همچنين در فى هيئة العالم مىكوشد آنچه را بطلميوس در الاقتصاص ناتمام گذارده تكميل كند . تحوّل دانش ستاره‌شناسى در مغرب زمين بيش از همه مديون اين كتاب است . هارتنر ، نيز ثابت كرده است كه نظريه سيّارات نو كه در سده 15 م از جانب پورباخ بيان شده در اساس چيزى جز تكرار نظريه ابن هيثم نبوده است . نظريه سيّارات نو ، به نوبه خود بزرگ‌ترين تأثير را بر روى كپرنيك ، رگيومونتان ، و راينهولد باقى گذاشت . پژوهش‌هاى ابن هيثم درباره نور ماه ، از نظر « كول » كه رساله ضوء القمر را به آلمانى ترجمه كرده ، نخستين تلاش در جهت يك تحقيق جامع فيزيك نجومى بشمار مىآيد ، و اين واقعيت كه ابن هيثم در اين اثر ، با ابزارهاى آزمايش به پژوهش در اشعهء ماه پرداخته و نخستين بار از « تاريكخانه » استفاده كرده ، جايگاه او را به‌عنوان پژوهشگر طبيعى ، بلكه پايه‌گذار روش نوين پژوهش طبيعت نشان مىدهد . تجزيه و تحليل برخى از آثار و نظرات ابن هيثم 1 . رسالة فى مساحة المجسّم المكافى ، يكى از مهم‌ترين آثار رياضى اسلامى است ، در اين رساله ، ابن هيثم روش « افناء » را براى پيدا كردن حجم‌هايى